همهٔ متنهای روی ویدیو
متن 1میگن یه اشتباه ساده،
میتونه همه چی رو بهم بریزه.
متن 2صبح، برقکار محل اومد
سراغ آقا اسی و گفت:
متن 3یه دریل میخوام آقا اسی، کارم گیر کرده.
متن 4اسی هم با اون استایل بامزه ش
دریل رو برداشت و نشون برقکار داد
متن 5و گرمِ توضیح گارانتی و
پیدا کردن قیمت شد؛
متن 6تا به خودش اومد، برقکار رفته
بود و دریل هم برده بود!
متن 7دو ساعت بعد، بازاریاب شرکت
اومد و پرسید که چی کم داری؟
متن 8اسی هم یادش نبود چی میخواد
ولی همینطوری یه چیزی گفت
متن 9ویزیتور گفت: «فقط چک
فردا سر جاشه دیگه؟»،
متن 10اسی خیس عرق شد و خشکش زد؛
متن 11وقتی ویزیتور رفت، بارکد، یواش گفت:
«من میتونستم بهت یادآوری کنم.»
متن 12شب، اسی تو فکر این بود که
چجوری طلبشو از برقکار پیگیری کنه
متن 13و روش نمیشد خودش پیام
بده، بارکد دوباره گفت:
متن 14«میخوای بهش اساماس بدم؟»
این بار، اسی خوشش اومد و گوش داد.
متن 15بارکد، گوشیشو گرفت و فروش ثبت شد؛
متن 16حالا حسابش جلوی چشمش
بود، نه تو ذهنش.
متن 17پیام که رفت، فرداش برقکار برگشت:
متن 19برای راهنمای کامل،
کلمه «ابزار» رو کامنت کن.
متن از روی زیرنویسِ همین فایل خوانده شده؛ نوشتههای رابط برنامه داخل گوشی جدا از این فهرستاند.